محمد على مجاهدى

100

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

من : بُرَير مكّى پر هُنرم * منم آن كس كه به مردى سمرم بندهء آلم و ، بر خارجيان * نيك ميدان كه زهر بد بترم دست در دامن آنها زده‌ام * پرده بر دشمن اينها بدرم « 1 » * * * اى نفس عزيز ! ترك جان كن * ترتيب بهشت جاودان كن از بهر شهود عرض اكبر * خود را به شهادت امتحان كن وز شعلهء تيغ آسمان‌وَش * اطراف زمين چو ارغوان كن در معركه ، همچو شير مردان * سر ، پيشكش خدايگان كن « 2 » ترجمهء رجز حريره يا حرّه ، غلام آزاد كردهء ابوذر غفارى چون من سوى ميدان شجاعت بخرامم * بس خصم كه بىجان شود از ضرب حسامم بُگزيدهء مردانم ، اگر چند سياهم * بستودهء شاهانم ، اگر چند غلامم فردا به شهامت بود آسان همه كارم * و امروز برآيد به شهادت همه كامم « 3 » * * * ترجمهء قسمتى از رجزهاى غلام تركى اى حسين ! اى گهر روحانى ! * نسخهء مكرمت سبحانى منم آن ترك كه سلطان باشم * گر توام هندوى حضرت خوانى تيغ در دست من از معجز تو * بر سر خصم كند ثعبانى چه شود گر تو به روى خوش خويش * سرخ روى ابدم گردانى روى بر روىِ منِ غمگين نِه * چون كنم ترك سراى فانى « 4 » ترجمهء رجز عون بن عبد اللّه ماييم به قوّت عيانها * برخاسته از ره گمانها در معرض رغبت شهادت * بر دست نهاده نقد جانها

--> ( 1 ) . همان ، ص 360 و 361 . ( 2 ) . همان ، ص 367 . ( 3 ) . همان ، ص 381 . ( 4 ) . همان ، ص 385 .